امضای_شاهین_کلانتری_قشقشه‌ی کلمات
قشقشه‌ی کلمات

سرگشته‌ و شوریده‌سر
جان آفتاب را
در میان صفحات کتاب می‌جویم
با هر ورق زخمی برمی‌دارم
و هر واژه چوب‌خطی می‌شود
بر دیوار انگشتانم

چندگاهی که در نوشتن زندگی کنی
نوشتن در تو زندگی می‌آغازد

صدایی آشفته‌گر
که با واژه‌ها بر سرش می‌کوبم
تا سیراب نشوم از وانویس قصه‌ی سراب

در سپیده‌دمانِ احساسِ سه‌حرفی
الفبای رنج می‌آموختم
تکیه‌ داده به سیمان سفید
با انگشتانی که تاوان بیگانگی با واژه می‌دادند

در نهفتِ جانم
سنگی را می‌جویم
خنک از رودخانه
با خاطره‌ی دستی که
در هر بند قصه‌یی داشت

از یادهای پریشیده‌
چند تکه تصویر و کلمه
باقی هم اگر نمی‌ماند
هیچ امیدی نبود به
ابری که درخت را در کوچه وانهاد و رفت

زیر درخت نوشتن
لغت که روی سرم افتاد
جاذبه‌ی سکوت را کشف کردم

کمی کلمه به من بدهید
چرا شروع نمی‌شوم در این بن‌بست؟

خویش‌آزاری بود
در درازای خیابان
قصه‌ی درخت را
به برج گفتن
و به تک آجر شکسته‌ی گوشه‌ی پیاده‌رو نگریستن

تنی‌ام اینجا
در آبتنی‌های تردید
بی‌تردید

در تکرار
تکیده می‌شوم
دست از این پنجره به پیاده‌رو نمی‌رسد
دست
یادآورِ جاودانه‌ی ناتوانی

از این گلدان خشکیده
از تمناهای بی‌‌گدار
درنگم باد درنگم باد

دل‌رنجه‌های خودساخته
آه‌های هار شده
تردیدهای تار
قلم را می‌آورم و به جان خودم می‌افتم

همان لحظه را می‌خواهم
که نامه‌یی نوشته بودم
به صدای باران
و از اندوه نابهنگامی
و از لغزیدنم در جوی شب گفته بودم
همان لحظه را می‌خواهم
که میدانچه
وعده‌ی دیدار می‌داد
در گاهِ گرگ‌ومیش

واژه‌های نوزاد
در کوچه‌های کهنه
باد می‌کارند
ب ا د درو می‌کنند

دکمه‌یی تک‌‌افتاده در دل جنگل
جعبه‌سیاه کدام پیراهنی
ای دکمه؟

سراپا میل شده بودم
هراس‌هام میلم کرده بودند

دل می‌سوزانی
و سخن دود می‌کنی
از بوییدن دست‌هایی که
هیزم را از یاد نبرده‌اند

  1. آهو نه، آهوزاری. آه من. راز من. زاری من.
  2. آلونکی برای تاب و تب.
  3. در بی‌رنگی این درنگ‌ها
  4. پندارهای پوشیده از تو بر تو.
  5. سطرهای کوتاه محبسِ حرف‌های بلندند و می‌دانی که صدا به صدا نخواهد رسید، دست به دست نخواهید رسید.
  6. رمه‌های خوارخو شتابان به سوی خارزار.

سطرها در انتظار کتابت
زهرِ تاتمامی
در تمام رگ‌ها

  1. دل‌نهفته‌ها، شب‌نگفته‌ها، دل‌دریده‌ها.
  2. ریخته‌شدگی‌های دل. ریختن دل، بی‌ریختیِ دل.
  3. حافظه‌ی دکمه‌ها، خاطره‌ی آغوش‌ها.
  4. در داروگیر شاخه‌‌های درخت، شاید در پی تکه‌یی منجمد از بادهای یاد. یادهای باد.
  5. فقط آفتاب آفرین دارد، فقط آفتاب می‌آفریند.
  6. نَمی‌ نمی‌نشیند از این واژه‌ها بر ورق.
  1. تنهاتر از سطری کوتاه.
  2. خیابان کوچه‌یی کوچک شده بود. دردا که باز خیابان شد.
  3. میل فریاد نامی ناموجود.
  4. نوشتن برای پرسه‌یی ابدی در هزارتوی چند ثانیه.
  5. شهر شعر ندارد. شعر اما شهر دارد.
  6. شعری که از زندگی می‌جوشد، نه از شعر دیگران.
  7. عشق یعنی انجام کار حتا وقتی می‌دانی همه چیز ناچیز و نیستی‌پذیر است.
  1. جمله کوتاهی می‌کند. بهتر می‌شود.
  2. عبارتی ناخوانا در دفتر. رازی ناخواسته.
  3. ساقه. از کلمه‌‌هایی که بی‌توجه به معناشان از شکل‌شان حظ می‌برم.
  4. سوهان‌کِشِ ناخن‌های شب.
  5. شالگردنی بباف برام برای تابستان که بوی دریا بدهد، که خنک کند.
  6. چگونه می‌‌پایی و می‌زایی و می‌تراوی در این همه جهل؟ سرم به جهل خودم گرم است نه دیگران.
  7. نوشتن با تمام شدن شروع می‌شود.
  1. از کلماتی در پای درختِ بی‌پا.
  2. از این کلمه‌ها که جمع می‌کنی، از این جمع‌ها که کلمه‌ می‌کنی.
  3. بین میوه‌های این درخت چند ویرگول سرگردان هم یافتیم.
  4. کاغذ شق‌ورق می‌ماند و خودت مچاله می‌شوی.
  5. بر گُرده‌‌ی شب جز خیال هیچ نمی‌نشیند.
  6. حسد می‌ورزی به کتاب که تمام شد.
  7. اشتهای اشتهاانگیزِ تو به نوشتن.
  1. قشنگ بود و شعر بود و از سرزمین شعرهای نیلگون می‌آمد.
  2. آتش‌بیارِ کلمه در لحظه‌های وجد.
  3. مثل شعری که در انتظار نوشتن است.
  4. این پروانه تاب نگه‌داشتن این فانوس را ندارد. بگذار تاریکی را بپذیرد.
  5. رد که نمی‌شوی چه بد رد می‌شوم از خیال‌هام.
  6. قدم در آزارچه می‌زنیم و جز اندوه چیزی نمی‌فروشندمان.
  7. از این کوزه هر چه می‌ترواد جز آنچه خود می‌خیالد در اوست.
  1. روز از کلمه می‌شکفد. واژه‌ها، شکوفه‌های روازن من. کار شکوفه‌ها اما به شب نمی‌کشد. از بادِ روز.
  2. خوشی کنیم در کلمه.
  3. قلب خود را چه بد می‌شکنیم با فاجعه‌انگاری‌های نابهنگام. (فاجعه‌انگاریِ بهنگام هم داریم مگر؟)
  4. رد می‌شود و ردش ‌نمی‌ماند. اندوه همین ردهاست که نمی‌ماند.
  5. نوشتن از هر چیزی که شوقم را فروکاهید.
  6. جز انباشی آشفته از تداعی‌ها چه باقی گذاشت؟
  7. هم‌هنگام که می‌نویسم مثل شیطان به جلد هزار کتاب می‌روم اما آنجا نمی‌مانم که نمی‌مانم.