آیا دستانی هست، تا شولای آتشبافی از تو، بر شانههای سخن بدوزد؟
بهمن رافعی، بیعشق، ما سنگ، ما هیچ، ص۱۲۳
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *
دیدگاه *
نام *
ایمیل *
وب سایت
ذخیره نام، ایمیل و وبسایت من در مرورگر برای زمانی که دوباره دیدگاهی مینویسم.
اگر کسی به نظر من پاسخ داد از طریق ایمیل به من اطلاع دهید.