آیا میتوانی به هر کتابی که میخوانی فصل تازهای بیفزایی؟
معما ساختن با کلمات را شعر نمیدانم و نمیپسندم. بخش زیادی از شعر جدید ما صرفن مشتی معمای حل نشدنیست.
بزرگترین بیخردی ما زمانی است که به افکار نابخردی که نزدیک ماست، بیش از خردمندی که دور از ماست توجه میکنیم.
اینکه پیامدادن به دیگران راحتتر شده به این معنا نیست که جوابدادن به پیامها هم راحتتر شده است.
به همه بگو که چقدر به خاطر انجام کار موردعلاقهات خوشحالی، شاید آتش شوق آنها را هم برانگیختی.
دفترچهای داشته باشیم برای ثبت جملات مهرآمیزی که از زبان دیگران میشنویم.
مرور این دفترچه منجی ما در تاریکی و تنگناست.
حرفی که یک نفر در نقطهی هشتاد میزند، شاید برای تو که در نقطهی ده ایستادهای هیچ مناسب نباشد.
مثال: شاید یک نویسندهی پرسابقه نیازی به زیادنویسی نداشته باشد و بگوید گهگاهی که حسش باشد مینویسد، اما برای نویسندهی نوپا افزایش کمیتِ تولید نخستین اولویت است.
هر روز از زندگی میتواند مانند اثری هنری باشد اگر…
همیشه به ادامهی متفاوتی برای این جمله بیندیشیم.
اگر میخواهی با یافتن نمونهی مشابهی از ایدهات در میان آثار موفق، خلاقانه بودن آن را تصدیق کنی، پس معنای خلاقیت و نوآوری چه میشود؟
هیچ فرد خلاقی خلق ایدههای تازه را به خاطر ناتوانی در به سرانجام رساندن ایدههای قبلی متوقف نمیکند.
خلاقیت در تولید محتوا از زمانی آغاز میشود که تمام دانستههایت را منتشر کنی و دیگر چیزی برای گفتن نداشته باشی.