پیشگفتار کتاب «فرهنگواره‌ی فارسی خلاق» (در دست انتشار)

دلباخته‌ی زبان کار نیکی می‌کند اگر لغت‌نامه‌یی از کلمات محبوب خود گرد آورد، و من در این کتاب در پی این امرم.

این‌ها برگزیده‌یی از واژه‌ها‌یی‌ست که این‌سو و آن‌سو دیده‌ام و پسندیده‌ام، همراه با شاهد مثال. با این هدف:

تقویت ذوقِ‌ واژه‌یابی و واژه‌سازی و واژه‌ورزی در نویسندگان نوقلم.

 جرقه‌ی این کار برمی‌گردد به تمرینی با عنوان «کلمه‌برداری»،‌ تمرینی که برای گسترش دایره‌ی واژگان پیشنهاد می‌دهند و می‌توانید در بخش دوم همین کتاب آدابش را بخانید.

فارسی خلاق یعنی چه؟

یعنی که برخی خود به‌تنهایی به شعری زیبا می‌مانند؛ واژگانی که حکایت از ظرفیت فراوان فارسی در نوواژه‌سازی‌اند.

این فرهنگ بر خلاف لغت‌نامه‌های معمول قاعده‌ی خاصی ندارد.

البته بر چند معیار استوار است که شاید در برخی جاها ازشان تخطی هم بکند:

۱. واژه نو باشد یا نو جلوه کند (و این فرهنگ اندکی کمک کند تا بیشتر به چشم بیاید.)

۲. واژه قابل‌فهم و روشن باشد، با قابلیت استفاده در شعر و نثر امروز.

۳. واژه از ساختی برخوردار باشد که الهام‌بخش ساختِ‌ نوواژه‌های دیگر نیز باشد.

۴. شاهد مثالِ واژه دریچه‌یی برای آشنایی با یک نویسنده یا شاعر خلاق باشد.

۵. واژه مشوق تمرینِ نوشتن باشد، طوری که مخاطب واژه‌نامه پس از تورق آن هوسِ نوشتن کند و دنبال بهانه‌یی باشد تا کلمه را به‌‌سرعت وارد نوشتار یا حتا گفتارش کند.

بیفزایم که:

محضِ تنوع، از انواع کتاب‌ها واژه برگزیده‌ام؛ داستانی و غیرداستانی.

عامدانه از هرگونه ترتیب موضوعی یا الفبایی و… پرهیخته‌ام. تنوع فعلی را برای ایجاد تداعی‌های خلاق سودمندتر می‌دانم.

در شیوه‌ی خطِ منابع هیچ دست نبرده‌ام و عین سخن نقل شده است.

علاوه برای این کلمات‌، بخشی را هم ضمیمه‌ی کتاب کرده‌ام که قطعه‌هایی‌ست درباره‌ی واژه‌ورزی و پیوند آن با نگارش و سُرایش خلاق.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *