الماس‌گون

الماسگون چشمان ماران است
باران است و
شب بیمار و
تا هر جای، مارستان!

منوچهر نیستانی، دو، با مانع، ص۶۵

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *