دفترچه یادداشت آنلاین شاهین کلانتری

عمری در یک لحظه

  • مراد اوزیاشار در آغاز یکی از داستان‌هایش نوشته: «جمله‌ها معنا ندارند، معناها جمله دارند. و ازآن‌جایی که برای هر معنایی، نمی‌شود جمله‌ای پیدا کرد، داستان‌ها خلق می‌شوند.» (از مجموعه‌ داستان قهقهه‌ی ‌زرد). امشب به این حرف می‌اندیشیدم. باید بگذارم بیشتر خیس بخورد تا درباره‌اش بنویسم.
  • دویدن و دویدن و دویدن و‌ دویدن. روزها هم می‌دوند، بسیار سریع‌تر. چی شد که اردیبهشت اینطوری ته کشید؟
  • گاهی حجم دیده‌ها و شنیده‌ها و خوانده‌ها چنان زیاد می‌شود که نمی‌دانی از کدام بگویی، نتیجه اینکه تصمیم می‌گیری هیچکدام را نگویی. این همان‌ درد بزرگ، یعنی «اضطراب انتخاب» است؛ هرچه گزینه‌ها افزون‌تر، دشواری انتخاب هم بیشتر.
  • امروز یک عالمه از داستان‌های بچه‌های دوره‌ی «100 داستان» را خواندم و خوشبختانه قصه‌ی خوب کم نبود توی نوشته‌ها. خواندن داستان‌های کوتاه خوب مرا یاد حرفی از رضا فرخ‌فال می‌اندازد:

    «چه کسی گفته است داستان کوتاه لحظه‌ای از یک زندگی است؟ خیر، این‌طور نیست، داستان کوتاه عمری است در یک لحظه.»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *