دفترچه یادداشت آنلاین شاهین کلانتری

اتاقی در قلب خویش

⏺︎ اول از همه بگویم که من پیام‌های شما را هر روز می‌خوانم، اما دیر دیر جواب می‌دهم. ببخشید. همیشه مشتاقم که در حس‌وحال مساعدتری پاسخ بدهم.

⏺︎ یکسره مشغول بودم امروز (طبق معمول)؛ چهار وبینار و مصاحبه‌ها و انبوه‌ کارهای خرد.

⏺︎ در ترانه‌های این سال‌ها گاهی فقط یک سطر خوب می‌بینی، مثل این سطر «من از این شهر می‌رم، شهری که ستاره‌هاش خاموشه…»، حالا این را مقایسه کنید با نسل طلایی ترانه‌ی ایران، شهیار قنبری و ایرج جنتی عطایی و اردلان سرفراز و… باری، دیشب یاد این ترانه افتاده بودم: «نفسم راهشو گم کرده تو سینه…»، دیدم  هیچ دقت نکرده بودم به‌ نفسی که راه گم می‌کند در سینه.

⏺︎ زیبا کرباسی، هم خوب شعر می‌گوید هم خوب ترجمه می‌کند. این‌ شعرهای زیبا را از فیس بوک او نقل می‌کنم:

شعرهایی از آلکساندرا واسیلیو

1
عشق من
طوری مرا بغل کن
که انگار
آسمان
ماه را در آغوش گرفته‌ست

2
بمان با من
و عمیقن عشق بورز
بگذار قلبم شکوفه‌باران شود
و از سر

3
آیا هرگز
کسی تا اکنون
به تو گفته است
که تو
شعری عاشقانه‌ای
پیچیده در تنی انسانی

4
و در پایان
این حرفی‌ست که می‌توانم
درباره‌ی خودم بگویم
من شعری عاشقانه‌ام
در تن یک زن

5
ای زن عزیز
همیشه اتاقی داشته باش
برای عشق
در قلب خویش

6
اگر می‌خواهی شاعر شوی
سعی کن
چند رشته ماهتاب را به چنگ آوری
تو
به بافتی سحرانگیز نیاز داری
تا شعرهایی برای آینده ببافی

7
مرهم نهادن بر زخم‌هایت
با ارزش‌ترین هدیه‌هاست
که در همه عمر
می‌توانی به خود ارجمندت
پیشکش کنی

8
دنبال آن شعله‌ای بگرد
در قلبت
که بتواند گواهی دهد
بر این که تو
به درستی
چقدر زیبایی

9
مرا در آغوش بگیر
حتی اگر شکننده‌تر از رویا باشم

10
زیر پوستم
در عمیق‌ترین نقطه‌ی قلبم
من هنوز آواز می‌خوانم
عاشقانه‌ای برای تو

11
بگذار عشق رشد کند
قد دهد
و گسترده شود
در قلبت

12
این جهان
ساخته نگشته است
تنها از آن چه
تو می‌بینی

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *