دفترچه یادداشت آنلاین شاهین کلانتری

به عشق فارسی

  1. امروز اولین جلسه‌ی 27مین کارگاه تمرین نوشتن‌ برگزار شد. دوست دارم از این پس، بیشتر به‌جای گزارشی از روند جلسات، درباره‌ی برخی از اعضای کارگاه‌ها صحبت کنم. و در رابطه با کارگاه تمرین نوشتن، حتمن باید با گفتن از میترا جاجرمی شروع کنم که در همه‌ی دوره‌های این کارگاه حضور داشته. اما این تنها دلیل انتخابم نیست. میترا در ذهنم مترادف است با مثبت‌ترین بار این کلمات: ثبات، تداوم، دقت، جدیت، ذوق، شعر. میترا نشان داد که می‌توان در کوتاه‌مدت هم بسیار رشد کرد، به‌شرط دقت شگفت‌انگیز در یادگیری و نظم خدشه‌ناپذیر در تمرین. خوشحالم که می‌بینم عملکرد او الهام‌بخش بسیاری از همسفران من در مدرسه نویسندگی بوده است. این‌ روزها دومین کتاب رسمی میترا با عنوان «داستان‌های بندانگشتی» منتشر شده که مجموعه‌یی‌ست از داستانک‌‌هایی در موضوعات مختلف. هیچ شک ندارم که در صورت تداوم این‌ روند، طی یکی دو دهه‌ی آینده، میترا جاجرمی اثری شاخص به ادبیات امروز ما خواهد افزود. به امید آن روز.
  2. جمله. چقدر از این «جمله» خوشم میاید. همه چیز جمله است. همه‌ی لذت نوشتن در شکل دادن به جمله‌هاست. گاهی یک‌ جمله‌ی خوب، فقط یک جمله‌ی خوب، می‌تواند بزرگ‌ترین دستاورد روزها نوشتن باشد. و من پی جمله‌یی‌ام با نحوی دیگرگون، نحو خودم، نحوه‌ی خودم.
  3. من ا‌وایل به عشق خیلی چیزها می‌نوشتم، اما حالا راستش فقط به عشق فارسی می‌نویسم. یعنی اصلن نوشتن بهانه‌یی‌ست که بیشتر بچسبم به فارسی و هر روز به خودم یادآوری کنم «افتخار و غرور و غیره به جای خود! خوشا به اقبال ما که زبان ما فارسی است و فارسی می‌خوانیم تا سعدی و مولانا بخوانیم!» (نقل قول حرفی‌ست از شمیم بهار که جعفر مدرس صادقی در کتاب «سه استاد» نقل به مضمون می‌کند.)
  4. کاش بدنِ آدم کتاب خواندن را هم‌ارز خواب می‌پذیرفت. آ‌ن‌وقت چه کتاب‌ها که نمی‌خواندیم اسماعیل. ولی حیف که بدن آدم خر است.

یک پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *