دفترچه یادداشت آنلاین شاهین کلانتری

بازبینه‌ی روز | نوشتن و توسعه‌ی فردی با پیگیری روزانه

بسیار خب، قرار شد که برنامه‌ی یادآوری با ارائه‌ی چک‌لیستی روزانه شروع شود. اما اول تکلیفمان را با خود کلمه‌ی «چک‌لیست» روشن کنیم. یکی از پرسش‌های آغازین من در برگزیدن هر واژه این است: آیا این کلمه معادل فارسیِ مناسبی دارد؟ برای «لیست»، «فهرست» را داریم که زیبا و رایج است و من هم معمولن از همان استفاده می‌کنم. اما «چک‌لیست» معادل دیگری می‌طلبد. جستجو ما را به کلمه‌یی می‌رساند که فرهنگستان پیشنهاد داده: «بازبینه». ندیده بودمش. قشنگ است. البته به نظر می‌رسد شانسی برای افتادن سر زبان مردم ندارد. اگر کلمه‌یی ترکیبی با خودِ «فهرست» ساخته می‌شد شاید سریع‌تر می‌گرفت. اما چرا این‌جا از «بازبینه» استفاده نکنیم؟ خیلی بهتر از معادل پیشنهادی فرهنگستان دوم (سیاهه‌ی رسیدگی) است. همین تک‌کلمه‌یی بودنش یک دنیا می‌ارزد. بازبینه فهرستی‌ست که باید مدام بازبینی شود. بازبینه‌یی که دقیق طراحی شده باشد شانس تبدیل کارهای مهم به عادتی همیشگی را افزایش می‌دهد. پس بازبینه‌ی روزانه‌ی ما چنین چیزی‌ست:

◎پرهیز از پرسه‌‌ی بیهوده در شبکه‌های اجتماعی
◎کلمه‌برداری در یک فایل دیجیتال
◎پیاده‌روی
◎یک ساعت پیوسته‌نویسی و انتشار یادداشتی سودمند
◎داستان‌پردازی
◎اکنونیدن (به‌روزرسانی) مطالب قبلی
◎یک ساعت مطالعه‌ی تخصصی
◎قدردانی و سپاسگزاری
◎افزایش کیفیت خواب
◎پس‌انداز

درباره‌ی هر یک بیشتر بدانیم:

۱. پرهیز از پرسه‌‌ی بیهوده در شبکه‌های اجتماعی

  • چند لحظه پرسه‌ی بیهوده در جایی مانند اینستاگرام فقط به همان چند لحظه محدود نمی‌شود، بلکه چنان توجه و تمرکز ما را مختل می‌کند که ممکن تا ساعت‌ها نتوانیم به‌خوبی تمرکز کنیم.
  • وقتی دچار تنش می‌شویم سریع به گوشی پناه نبریم. به‌جای آن هیجانات و احساساتمان را بنویسیم. گاه کمی نوشتن، وسوسه‌ی وقت‌کُشی در شبکه‌های اجتماعی را از بین می‌برد.
  • برای انجام کارهایی مفید و خلاقانه‌ مانند خواندن و نوشتن استفاده از پاره‌های کوچک زمان را دست‌کم نگیریم. پنج دقیقه وقتی که الکی صرف گوشی می‌شود می‌تواند فرصتی برای خواندن دو-سه صفحه از یک شاهکار ادبی باشد.

۲. کلمه‌برداری در یک فایل دیجیتال

  • کلمه‌برداری تمرینی برای گسترش دایره‌ی لغات است.
  • در طول روز در هر گفتار و نوشتاری پی کلماتی باشیم که تاکنون فعالانه از آن‌ها در گفته‌ها و نوشته‌هایمان بهره نبرده‌ایم.
  • البته کلمه‌برداری محدود به کلمه‌ها نیست و می‌توانیم عبارات و جملات جالب را هم در فایل کلمه‌برداری ثبت کنیم.
  • بهتر است از برنامه‌یی مانند «Microsoft To Do» برای ثبت‌ واژه‌ها استفاده کنیم. در این برنامه‌ی پوشه‌یی با عنوان «کلمه‌برداری»‌ بسازید و مدام به آن سر بزنید.
  • مهم این است که به‌طور مداوم به کلماتی که برداشته‌ایم نگاه بیندازیم و از آن مهم‌تر، استفاده از کلمات در تمرین‌های نوشتاری است.
  • برای کلمه‌برداری از فضای دیجیتال استفاده کنیم. اینطوری فرایند کار سرعت بیشتری می‌گیرد، مرور کلمات ساده‌تر می‌شود و بعدها می‌توانیم کلمات را در گروه‌های متفاوتی دسته‌بندی کنیم.

۳. پیاده‌روی

  • اگر می‌توانیم تنها و بدون گوشی به پیاده‌روی برویم.
  • پیاده‌روی را به سطح یک ورزش ساده تنزل ندهیم، بنابراین باشگاه رفتن جایگزین پیاده‌روی نیست. پیاده‌روی فرصتی برای دیدن و اندیشیدن است.
  • برای درک اهمیت پیاده‌روی و تأثیر به‌سزای آن بر خلاقیت کتاب «فلسفه‌ی پیاده‌روی»‌ را بخوانیم.

۴. یک ساعت پیوسته‌نویسی و انتشار یادداشتی سودمند

  • یک ساعت پیوسته‌نویسی تمرینی برای تمرکز و کار عمیق است، به عنوان نویسنده محتاج توجه و تمرکزی مضاعف هستیم. 

  • این یک ساعت مناسبی فراهم می‌کند تا ذهن گرم نوشتن شود. گاهی فقط پس از نیم‌ساعت نگارش بی‌وقفه است که جریان ایده‌ها جاری می‌شوند.

  • این تمرین جرأت نوشتن در قالب‌هایی را می‌دهد که خود را در آن‌ها ناتوان می‌بینیم، به این دلیل که اغلب پس از چند دقیقه دچار کمبود ایده می‌شویم و درنتیجه ناچار سراغ نوشتن از موضوعاتی می‌رویم که ازشان می‌گریخته‌ایم.

  • بکوشیم از شکم این یک ساعتی یادداشتی قابل انتشار بیرون بکشیم. بهتر است یادداشت ما دلنوشته (یعنی انشایی کلیشه‌یی و مثلن شاعرانه) نباشد. به نوشتن از یکی از تجربه‌‌ها یا آمو‌خته‌های جدیدمان بپردازیم؛ متنی که می‌تواند به‌نحوی برای خواننده‌ی احتمالی سودمند باشد. نخستین دستاورد چنین مطلبی آن است که تمرینی برای نگارش نثری شفاف و روشن است. با این کار به‌تدریج مجموعه‌یی مکتوب از تجربه‌ها و آموزه‌هایتان شکل خواهد گرفت که می‌تواند در قالب کتاب هم منتشر شود.

۵. داستان‌پردازی

  • جدا از اینکه قصد قصه‌‌نویس شدن داریم یا نه، خواندن و نوشتن و گفتن قصه کوششی برای افزایش «هوش روایی» و بهره‌مندی از آن در تمام جنبه‌های زندگی است.
  • برای درک بهتر فلسفه‌ی داستان‌سرایی کتاب «حیوان قصه‌گو» را بخوانیم.
  • هم خواندن و هم نوشتن قصه می‌تواند بخشی از کوشش روزانه‌ی ما برای داستان‌پردازی باشد.
  • گاه می‌توانیم داستان یا داستانکی کوتاه بنویسیم و گاه می‌توانیم روی بخشی از داستانی بلند‌تر کار کنیم.

۶. اکنونیدن (به‌روزرسانی) مطالب قبلی

  • اکنونیدن مطالب قبلی یعنی سراغ نوشته‌های قبلی‌مان برویم و آن‌ها را ویرایش و بازنویسی کنیم.
  • درک این بخش‌ برای دوستانی که در وبگاه خودشان می‌نویسند، ملموس‌تر است. (فهرست وبلاگ فعال برخی دوستان من)
  • برای مثال من طی سال‌های گذشته بارها مقاله‌ی «چگونه نویسنده شویم» را به‌روز کرده‌ام و این کار هنوز ادامه دارد.
  • اکنونیدن مدام مطالب قبلی فرصتی برای بررسی تحول نوشته‌هایمان و تکمیل و بهبود آن‌هاست.
  • همچنین با این کار به مخاطبانمان کمک می‌کنیم تا به‌سرعت در جریان تغییرات محتوا و نکات تازه‌‌ی آن قرار بگیرند.

۷. یک ساعت مطالعه‌ی تخصصی

  • این یک ساعت علاوه بر زمانی‌ست که برای سایر انواع کتاب‌ها می‌گذاریم.
  • یک ساعت مطالعه‌ی تخصصی کمک می‌کند تا در حوزه‌یی که دوست داریم یا فعالیت می‌کنیم، مدام بر دانشمان بیفزاییم.
  • به نتیجه‌ی بلندمدت ۳۰ ساعت مطالعه‌ی ماهانه فکر کنید و تمایزی که از پی خواهد آورد.

۸. قدردانی و سپاسگزاری

  • قدردان داشته‌های فعلی خود بودن نه‌تنها شادی‌آفرین است بلکه می‌تواند بر سلامت جسم و روان ما اثر بگذارد. 
  • هدف این است که هر روز نسبت به داشته‌هایمان -هر چند ناچیز- احساس قدردانی کنیم. می‌توانیم هر روز را به سپاسگزاری از یک موضوع متفاوت اختصاص بدهیم. (پیوند مرتبط: هفته‌ای خوب با نوشتن)
  • همچنین می‌توانیم احساس قدردانی خود را به عزیزانمان نشان بدهیم و به آن‌ها بگوییم که شکرگزار حضور آن‌ها در زندگی‌مان هستیم.
  • مطالعه‌ی کتابی مانند «یاقوت سپید» می‌تواند ما را با برخی پژوهش‌های مرتبط با تأثیر مثبت سپاسگزاری، آشنا کند.

۹. افزایش کیفیت خواب

  • آریانا هافینگتون در مقدمه‌ی کتاب «انقلاب خواب» می‌نویسد: «خواب عامل کلیدی در سلامت ماست و عمیقاً با دیگر عوامل در ارتباط است. از وقتی شروع به هفت تا هشت ساعت خواب کردم، اندیشیدن و ورزش کردن برایم آسان‌تر شد، تصمیمات خردمندانه‌تری گرفتم و ارتباطی عمیق‌تر با خودم و دیگرام برقرار کردم… خواب دروازه‌ای است که زندگی سلامت باید از میانش بگذرد.»

۱۰. پس‌انداز

  • ممکن است بسیاری از ما به دلیل مشکلات اقتصادی حتا بدهکار هم باشیم و هیچ مجالی برای پس‌انداز نبینیم. اما پس‌انداز را می‌توان با مبلغی بسیار بسیار اندک هم آغاز کرد. مهم ایجاد عادت پس‌انداز به عنوان عادتی خدشه‌ناپذیر است.
  • از همین امروز به گامی کوچک بیاغازیم.

20 پاسخ

  1. سلام استاد

    تمام بندهایی که نوشتید خیلی می‌تونن مورد استفاده قرار بگیرن
    اگر که بهشون عمل بشه بسیار تاثیر مثبت و تحول‌برانگیزی ایجاد میکنن

    من که سعی میکنم هر روز این مطلب شما رو مطالعه کنم و به کار ببرم

    سپاس

  2. امروز هر جور بود و با کسالتم اومدم آنلاین شرکت کردم. بعد از کارگاه به خودم هشدار دادم که حالت بده که بده. پاشو کاراتو بکن. و خوشبختانه از بعد کارگاه تا حالا پای کارهام نشستم.
    ممنون از شما.

    1. سلام استاد
      نکاتی که بهشون اشاره کردید خیلی کاربردی هستن
      من چندتاشو انجام می دادم
      و چندتاشم به تازگی شروع به انجامشون کردم واقعا مفید هستن
      تنها مشکل در بهبود کیفیت خوابه باید رو این موضوع هم کار کنم
      ممنون استاد برای راهکارهای سازندتون🙏🙏

  3. تصدّقت گردم، “جی‌میل”، پیامِ مهرانگیزت را (که اینجا در ذیل یکی از دیدگاه‌های ناچیزم، مرقوم کرده بودی)، به دستِ دلُ و دیدگانِ مشتاقم رساند.
    عزیز جانم، لطفت مزید و سایه‌ات مستدام.

    اما شاهین شریف، قشنگ، گران و گرامی‌ام، با اجازه‌ات اینجا چند جمله‌ای بنویسم در تأیید بعضی از آن نکاتی که در این یادداشتِ سودمند و ثمربخش و خواندنی‌ات به ما نویسندگان گوشزد کرده‌ای:

    ۱
    شاید به شال قبای عده‌‌ای از فارسی‌دوستانم بربخورد، ولی باید بپذیریم که زبان ما، از بعضی جهات، زبان گدا و نداری است؛ زبان ما نحیف است و از کمبود کلمه رنج می‌برد.
    کسی که کمی با دیگر زبان‌های دنیا آشناست؛ کسی که دست به قلم باشد و مدام تجربه‌ی تلخِ کم‌آوردن کلمه حین نوشتن را داشته باشد، به‌حتم این حرفم را بی‌چک‌وچانه می‌پذیرد و تلاش نابخردانه در دفاع از زبان فارسی شیرین‌‌تر از عسل‌مان نمی‌کند.

    ۲
    غالب کلمات فرهنگستان (چه آن‌هایی که صفر تا صدشان را خود فرهنگستان ساخته و چه آن مونتاژی‌ها)، برای من نویسنده روی کاغذ به‌‌کار‌بردنی نیستند. لابد می‌پرسید چرا؟ به عرض برسانم که چون زنده و پویا نیستند؛ چون در آن‌ها زندگی و حیات را احساس نمی‌کنم؛ چون روان و چابک و چالاک و بانشاط نیستند.
    هیچ نانویسنده‌ای هست که بگوید که این مجموعه‌ی عقب‌افتاده و تار و سیاه یعنی «رایانامه، تارکده، تارنما، سیاهه‌نویسی و …» برابری است شایسته‌ برای «ئی‌میل، وب، وبلاگ و چک‌لیست و …»؟
    علی‌رغم همه‌ی خدمات و زحمات فرهنگستان؛ ولی زبان ما در کشور خودمان چندان خریدار ندارد تا چه برسد در کشورهای دیگر. به‌باورم بزرگ‌ترین خطای فرهنگستان اینست که هیچ‌گاه حاضر نیست چشممش را باز کند و “بار کلمات” را ببیند. نمی‌شود با رفتاری رفع تکلیفانانه زبانی را پالید و یا تقویتش کرد.

    ۳
    شاهین، دوست عزیز، نازنین و فرزانه‌ام،
    در آخر عرایضم پیشنهادی داشتم و آن اینکه: مقدماتی را (در هر کجا از فضای مجازی که صلاح می‌دانی، در همین وبلاگ یا در جای دیگر) فراهم کن تا همسفرانت، کلمات و ترکیبات نوساخته‌‌شان را و یا حتی آن‌هایی را که تازه به گوش‌شان خورده را یک‌جا روی هم بریزیند و بشود مخزنی پر از کلمات نو. پیش‌کشی به همه‌ی نویسندگان.
    عناوین یادداشت‌هایت هم مملو از همین تازه‌واژه‌هاست.

    این چند تا هم از بضاعت مزجات من، امیدوارم در استخدام‌شان اشتباه نکرده باشم:
    ۱. کام گرفتن از کلمات: معتقدم بعضی لذت‌هاست که تنها یک نویسنده هنگام نگارش کلمات آن را می‌چشد و حتی پادشاهان هم از این لذت محرومند. البت لذت‌بخش‌ترین و بارورترین نوع آن، وقتی اتفاق می‌افتد که کلمه‌ای را ساعت‌ها پیش از نوشتن، خوب با چشمان‌مان ورانداز کنیم و آن را دستِ‌کم یکی‌دوشب در ذهن‌مان بخیسانیم. اگرچه کلمات پس از نگارش نیز همچنان کام‌گرفتنی‌اند.
    ۲. دشخوان [دُ شْ]: به عبارتی که خوانش‌ش سخت و دشوار باشد دشخوان می‌گویم.
    ۳. نشخوان [نُ شْ]: به رفیقانی که مطالب تکراری و دستمالی شده‌ی دیگران را برایم بازخوانی می‌کنند، می‌گویم: “واقعاً که، آدمِ نشخوانی هستی.” (چیزی شبیه همان نشخوار لفظاً، وزناً و معناً)

    پرچانگی‌ام را ببخش، بدرود.

    ۳٫۲٫۱ شنبه
    ۷:۲۱

  4. داشتم فایل جلسه کارگاه 26 تمرین نوشتن را گوش می‌کردم، شنیدم که گفتید پیاده‌روی بسیار فراتر از ورزش. یعنی خوب شد آنلاین نبودم😂😂در آن لحظه‌ی گفتن این جمله. بااینکه تصمیم گرفتم در بیشتر عرصه‌ها در افق گم شوم و دیگر نباشم اما نشد نسبت به این جمله عکس‌العمل نشان ندهم. نکنید آقا نکنید!!!!!!😁😁 چرا اصلن مقایسه می‌کنید. بعد فراترررر آخه. وای من. 🤦‍♀️ پیاده‌روی اصلن ورزش نیست. پیاده‌روی نوعی مراقبه می‌تواند باشد. البته اگر الان انجمن حمایت از مراقبه یقه مرا نگیرد. اما در نهایتش مراقبه است نه ورزش. جایگزین ورزش نمی‌شود. نه از آن کمتر است و نه بیشتر. پیاده‌روی یک چیز است و ورزش یک چیز دیگر. تازه، پیاده‌روی با آداب خاص می‌تواند مراقبه به حساب بیاید. شما برای سلامت جسم و روان بهتره ورزش بکنی، توانستی کنارش پیاده‌روی هم بکن.چه بهتر. جای آن پریسایی که فامیلش را نمی‌دانم، خالی.
    با احترام، افلیا از انجمن «پیاده‌روی ورزش نیست»

  5. سلام و درود بر شما استاد عزیزم من در حال مردن هم که باشم حتی در حالت درازکش در تخت حتما وبینارها و دوره‌هاتون رو شرکت می‌کنم. چون بسیار مفیدند و همیشه دعاگوی سلامتی‌تون هستم که تا این حد اخلاق‌تون نیکه‌ و رایگان وبینار می‌گذارید. قلمتان توانا و تن‌تان سلامت و همیشه شاد باشید.

  6. نمی‌دونم چرا اما گاهی واقعا گم می‌شم. بین همه‌ی کتابا و هدف‌ها و زندگی روزمره. نه اینکه کاری نکنم نه، اما به نظرم کیفیتی رو که باید، نداره. یادآوری همه‌ی این نکته‌های مهم باعث می‌شه که یه تلنگر به خودم بزنم و دوباره افکارم رو مرو کنم. این طوری تا حدودی به همون روال قبل برمی‌گردم. ممنون از شما 🙏

    1. اعتیاد شیرین به نوشتن و خواندن حالم را روبراه‌تر می‌کند. من نیز کم‌وبیش خود را متعهد به بازبینه کرده‌ام. به نظرم نتیجه‌ی روحی حاصل از انجامش بهترین پاداش زمان گذاشتن برای هر بخش از این فهرست است. هر بار چیزی می‌یابیم و این یافته‌ها را در چمدان اندوخته‌های ارزشمندمان حفظ می‌کنیم. بودن ارزشمندتان را سپاس.

  7. سلام و درود
    خداوند این ویژگیِ حیات‌بخشی رو که به شما بخشیده، هر روز بیشتر و بیشتر کنه!
    از تغییر موارد بازبینه‌ هم برامون می‌گید؟و از تعدادش
    💚🌸

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *